سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

296

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

لكن يلحق به الولد على تقدير ولادتها بعد وطئه بحيث يمكن كونه منه و إن عزل ، لأنها فراش ، و الولد للفراش ، و هو مروي أيضا ، لكن لو نفاه انتفى ظاهرا به غير لعان ، بخلاف ولد الدوام . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : ز : بر مرد جايز است منى را از زن عزل كرده و در رحم او نريزد اگرچه در ضمن عقد متعه اين معنا را شرط نكرده باشند ولى فرزندى كه از زن متولّد مىشود ملحق بمرد بوده اگرچه عزل نموده باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : جواز عزل و لو بدون آنكه آن را در متن عقد شرط كنند حكمى است كه در بحث متعه مورد اجماع و اتفاق علماء است و از آن گذشته در خصوص آن نصّ نيز وارد شده است . و دليل ديگر غير از اجماع و نصّ آنكه غرض اصلى از متعه صرفا استمتاع است نه توليد نسل بخلاف عقد دوام كه غرض اصلى توليد مثل و ازدياد نسل مىباشد . سپس مىفرماين : و بفرض آنكه فرزندى بعد از وطى و تماس مرد با زن متولّد شود بطوريكه امكان آن باشد كه از نطفه مرد باشد ملحق بوى ميگردد اگرچه مرد منى را از آن عزل و در رحم وى نريخته باشد . و دليل اينحكم آنست كه گفته‌اند : الولد للفراش يعنى فرزند از آن صاحب فراش يعنى شوهر مىباشد و علاوه بر اين عبارت روايت نيز بر طبقش وارد شده است . ناگفته نماند : اگر زوج فرزند را از خود نفى نمود بحسب ظاهر